لیلا اکرمی

خرید بک لینک

دارم از تلخی این فاصله کمبودت را

ریختم اشک که جاری بشوم رودت را

سوختم ، توی هوا پخش کنم دودت را

که فقط خواسته ام آمدن ِ زودت را

توی دنیای خدا چیز غم انگیزی نیست

خوابِ بد دیده ای انگار گلم چیزی نیست

شهر خالی شده از بودن تو مخصوصا

اجتماع همه ی غربت دنیا در من

چادر لخت که چسبیده به تنهایی زن

راه باریک تو را رفتن و دلتنگ شدن

یادمان رفت که از بوسه به بستر برسیم

یادمان رفت به یک آخر بهتر برسیم

کندم از خنده خودم را و به غم چسبیدم

به هوای شب تو چند قدم چسبیدم

تکه تکه شدم و باز به هم چسبیدم

عکس برگشتگی ات را به خودم چسبیدم

هیچکس فکر نمی کرد تو یارم باشی

مرد خوبی شو و برگرد ، کنارم باشی

خبری نیست درون من ِ بیرون از تو

مثل سابق شده لیلای ِ تو مجنون از تو

اشک می ریزم و می ترسم از این خون از تو

نامه ی آخری ات آمده ، ممنون از تو

گفته ای زود نمی آیی و مجبوری که…

و دلت تنگ شده راستکی… جوری که…

دارم از هوش / نمی رفتی و در آغوشم ↓

خواب می دیدی و آهسته کسی در گوشم ↓

شعر می خواندی و می فهمیدم بی هوشم

دستهای تو و گرمای تو را می پوشم

جیغ زد در بغل ساکت من پیرهنت

پا شدم باز هم از خواب تو و آمدنت

فکر می کرد به تنهایی ِ در این کابوس

بخت برگشته ی من در تن یک تازه عروس

خسته از رفتن و از آمدن ِ تو مآیوس

منتظر بود ببیند که تو… اما افسوس

توی دنیای خدا چیز غم انگیزی نیست

خواب بد دیده ای انگار گلم چیزی نیست

از :لیلا اکرمی


برچسبها: لیلا اکرمی بهترین وزیباترین شعرهایی که خوانده ام ...

ما را در سایت بهترین وزیباترین شعرهایی که خوانده ام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 188 تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 2:52

صفحه بندی