فاطمه اختصاری

خرید بک لینک
.که غم نمانده بود، که شادی نمانده بود

از جنگ چیزهای زیادی نمانده بود

یک مشت خاک خونی و سقفی که ریخته

خانه خراب شد، آبادی نمانده بود

سرهای بی بدن همه در فکر خودکشی

که هیچ چی به حالت عادی نمانده بود

دیوار، جیــغ، پنــجره، بچّه، تفنگِ پر

از زندگی جز، اینها یادی نمانده بود

فریاد از دل همه، تیر از دل تفنگ

آزاد شد ولـــی آزادی نمانده بود

دنیا تمام شد... و از این اتفاق تار

جز پرچم سفید نمادی نمانده بود

از:فاطمه اختصاری


برچسبها: فاطمه اختصاری بهترین وزیباترین شعرهایی که خوانده ام ...

ما را در سایت بهترین وزیباترین شعرهایی که خوانده ام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 164 تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 2:52

صفحه بندی