احمد شاملو

خرید بک لینک

از دست های گرم تو

کودکان توامان آغوش خویش

سخن ها می توانم گفت

غم نان اگر بگذارد.

* * *

نغمه درنغمه درافکنده

ای مسیح مادر، ای خورشید!

از مهربانی بی دریغ جان ات

با چنگ تمامی نا پذیر تو سرودها می توانم کرد

غم نان اگر بگذارد.

* * *

رنگ ها در رنگ ها دویده،

از رنگین کمان بهاری تو

که سراپرده در این باغ خزان رسیده برافراشته است

نقش ها می توانم زد

غم نان اگر بگذارد.

* * *

چشمه ساری در دل و

آبشاری در کف،

آفتابی در نگاه و

فرشته ای در پیراهن،

از انسان که توئی

قصه ها می توانم کرد

غم نان اگر بگذارد.

از:احمد شاملو


برچسبها: احمد شاملو بهترین وزیباترین شعرهایی که خوانده ام ...

ما را در سایت بهترین وزیباترین شعرهایی که خوانده ام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 168 تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 2:52

صفحه بندی